عکس و اس ام اس و مطالب عاشقانه

يک عاشقانه آرام

مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبديل شود !
مگذار که حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهاي باغچه بدل شود !
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ ديگري نيست ، پيوسته نو کردنِ خواستني ست که خود پيوسته ، خواهانِ نو شدن است و ديگرگون شدن.
تازگي ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟
عشق، تن به فراموشي نمي سپارد ، مگر يک بار براي هميشه .
جامِ بلور ، تنها يک بار مي شکند . ميتوان شکسته اش را ، تکه هايش را ، نگه داشت . اما شکسته هاي جام ،آن تکه هاي تيزِ برَنده ، ديگر جام نيست .
احتياط بايد کرد . همه چيز کهنه ميشود و اگر کمي کوتاهي کنيم ، عشق نيز .
بهانه ها جاي حسِ عاشقانه را خوب مي گيرند......................


 

نوشته شده توسط عشق در شنبه پنجم اسفند 1391 ساعت 14:48 موضوع | لينک ثابت


غمگین

دیگه روی شونه های من جایی نمونده واسه تو
همین الآن می خوام بگم از جلوی چشام برو

بذار دیگه تنها باشم سرزمین بی كسی

دیگه نمی خوام كه بگم برای من مقدسی

فردا اگر ز راهم نمی آمد

من تا ابد كنارت می ماندم

من تا ابد ترانه های عشقم را

در آفتاب عشق تو می خوانم

در پشت شیشه های عشق تو

آن شب نگاه سرد و سیاهی داشت

دالآن دیدگان عشق تو در ظلمت

گویی گویی به عمق روح تو راهی داشت

رنگ چشمای روشنت مثل ستاره ی شبه

این تن بی قرار من واسه نگاهت می تپه

اما دیگه نمی تونم یه لحظه این جا بمونم

می خوام تا آخرین نفس شعرهای غمگین بخونم


 

نوشته شده توسط عشق در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 11:47 موضوع | لينک ثابت


ترکم مکن

ترکم مکن اي عشق من بي همزبانم

تنها تو يي اي نازنين آرام جانم

اينجا کسي در ... اش رويا ندارد

دل را سپردن تا ابد معنا ندارد

سر در گريبانم کسي هم درد من نيست

از عشق جز آلودگي چيزي نديدم

از فصل هاي دوستي من دل بريدم

اين زندگي ديگر سرو سامان ندارد

ديگر به عشق من کسي ايمان ندارد

ديگر نمي داند که را بايد صدا زد

اين قلب را تا کي به طوفان بلا زد

من باغبان فصل هاي انتظارم

تو خوب مي داني من اينجا بي قرارم


 

نوشته شده توسط عشق در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 11:29 موضوع | لينک ثابت


سکوتي شکسته و درهم .................

 اينجا من هستم؛ ، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو

اينجا من هستم ؛

تهي از زندگي و روزمرگي ، خالي تر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ

معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده ام

اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي

من هستم و سازي مبهم

اينجا من مانده ام تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم

من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور

اينجا در شهري دور من مانده ام به انتظار هر لحظه که بيايي

در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ ،

من هستم و سيمايي شکسته تر از هميشه

اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان مشکي تو. . .

حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند 


 

نوشته شده توسط عشق در سه شنبه سوم آبان 1390 ساعت 14:52 موضوع | لينک ثابت


قلب

عاشق                           عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو که رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمي کردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي کفتر و  گنجشک  کلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي ،   ديگه  ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشي  ، شده کارش فراموشي  ،  ديگه  بارون نمي
باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو که نيستي  توي  اين خونه ،  ديگه  آشفته
بازاريست  ،  تموم  گل ها خشکيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر کرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذرکرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم که تو مي دوني،سرخاک
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
از دل


 

نوشته شده توسط عشق در پنجشنبه دوم تیر 1390 ساعت 0:16 موضوع | لينک ثابت


تنهایی!!!!!!!!!!!

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!

ومن شمع می سوزم  ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!

و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!

کسی حال من تنها نمی پرسد

ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!

که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او

ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!


 

نوشته شده توسط عشق در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ساعت 20:53 موضوع | لينک ثابت


دلتنگم

دلتنگ يک جرعه عشق
من در اين تاريکي پي نور ميگردم...
پي خورشيد پي عشق...
تا که شايد در اين تاريکي شبه تيره تنهايي قلبم در ميان پرتوهاي نور عشق محو شود
اما افسوس...!
افسوس که شده ام تنها راهنماي تک تک سرابهاي عشق و وصال در کوير تنهايي قلبم دلم ميگيرد...

از سردي ديوارهاي تنگ و بي روح اين اتاق
دلم ميگيرد وقتي به ديوارهايي مينگرم که در اين تنهايي ، تنها اميدي واهي به قلبم ميبخشد
ديوارهايي که روي آنها تابلوي وصال دستانم را به دستانت کوبيده ام
تابلوهايي که سالهاست با نگاه به آنها تنهايي و بي کسي را در اتاقم سر کرده ام
حال وقتي دست به قلم ميبرم ، قلم قرمز عشقم خون گريه ميکند
از دردهايي که در اين کوير بي کسي کشيده ام
تنهايي...!!!
تنها واژه مانوس با قلبم
متنفرم...
از تک تک آجرهاي اين اتاق سرد و بي روح که مرا در خود حبس کرده
خشت هاي يخي...
آجرهاي زندان تنهايي و دوري من !!!
کاش گاهي از کنار دلم گذر ميکردي...
تا گرمي عشقت يخهاي تنهايي اين اتاق را آب ميکرد...
و زندان جداييم راويران ميساخت !!!

                                                  

دوستت دارم همدم تنهايي هايم


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:27 موضوع | لينک ثابت


درد زندگی

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن

را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها

تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که

مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

…… دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:19 موضوع | لينک ثابت


بوسه یعنی.........

بوسه مگر چیست فشار دو لب

آنکه گناه نیست چه روز و چه شب

بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب ُ لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه یعنی آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه بر می دارد این شرم از میان

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

 بوسه یعنی عشق خالی از گناه

بوسه یعنی قلب تو از آن من

بوسه یعنی تو همیشه مال من


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:19 موضوع | لينک ثابت


10 عنصر عشق

عشق : کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود

عشق : صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند

عشق:  نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود
عشق:  رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است
عشق:  نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد
عشق : شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است
عشق:  نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود
عشق : کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه
عشق:  کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد
عشق………

عشق: ۱۰ عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:7 موضوع | لينک ثابت


شعرهای غمگین عاشقانه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
روزگار ما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی دل ما را نداشت
پیش پای ما سنگی گذاشت
بی خبر از مرگ ما پروا نداشت
آخر این غصه هجران بودو بس
حسرت رنج و فراوان بودو پس......

.....

دوری از این دیده ، اما باز یادت میکنم  /  حرمت این آشنایی فرش راهت میکنم
در فراقت ، غم حصار خنده هایم را شکست / باز هم از انتهای دل صدایت میکنم

.....

من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار

آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل

.....

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد

.....


گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم.
منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم.
تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.

.....

میان قلب من عشق تو پیداست
 لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست
 مشو غمگین اگر از هم جداییم
 که بی رحمی همیشه کار دنیاست

.....

دلم با عشق تو عاشق ترین شد
 تمام لحظه هایم بهترین شد
 ولی بی مهریت كار دلم ساخت
 دل تنهای من تنها ترین شد...

.....

وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

بازهم خاطر تو دســت مرا میگیرد

.....

با تو بودن همیشه پر معناست
 بی تو روحم گرفته و تنهاست
 با تو یک کاسه آب ، یک دریاست 
 بی تو دردم به وسعت صحراست

.....

به کوه گفتم عشق چیست؟        لرزید.

 به ابر گفتم عشق چیست؟        بارید.

به باد گفتم عشق چیست؟         وزید.

به پروانه گفتم عشق چیست؟     نالید.

به گل گفتم عشق چیست؟       پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چیست؟

 اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟     دیوانگیست!!! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:3 موضوع | لينک ثابت


عشق واقعی

نایت اسکین

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی این که انگوری کنی
عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن افتادگان زیر پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
دوری سرسبزی از خوف و خطر
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی کردن روی زمین
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
رد پای عشق در او دیدنی است
سالک آری عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام


 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:1 موضوع | لينک ثابت


تنهاترین

 عاقبت از اين ديار رخت بر بستم...

تنها!... با جامه داني بس سنگين!
گام ها کوتاه... ناتوان... پر اميد
همه چيز را برداشتم؟
اصالت؟... شرافت؟
جاي پاي عشق...! و کوه خاطرات را...
که تمامي جامه دان را پر کرده!
آن دور دست ها ... پشت اين کوير...
مي بينم آباداني ... و فرداهاي سبز را...
بايد از اين گودال بگذرم... بعد ... اين همه جا هموار است... راه آسان
با اين بار سنگين!
نکند جامه دان بيفتد و هستيَم را باد پراکنده اين کوير کند!
نه...
خواهم پريد!!!
از اين کوير... خواهم گريخت
فردا آغوش تو مأمن جاويدان من خواهد شد...
فقط يک پرش نه چنداد سخت
و تو ...
هم اکنون
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ...
جامه دان ماند... و من
داخل گودال...
براي چه بر من خاک ميريزيد...!
اينجا گور است؟!


 

نوشته شده توسط عشق در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 ساعت 20:0 موضوع | لينک ثابت